تبليغاتX
بهزاد و آیسان - گل پرپرم

بهزاد و آیسان - گل پرپرم

" " در راه عشق بسی خار و خس است.....دل عاشق تحمل بایدش " "

سلام به همه دوستان

اونایی که هنوز بعد از تقریبا 2 سال از اون اتفاق تلخ به یاد ما هستن و سلام به اونایی که دوستان کامنتی بودن

خیلی دوستون داشتم و دارم و هنوز اون خاطراتی که در این وبلاگ داشتمو خوب یادمه

اون عاشقهایی که به هم رسیدن چقدر بم انرژی میدادن و چقدر تلاش میکردیم که اونایی که که دعوا داشتنو آشتی بدیم

همش گذشت

هنوز که هنوزه جرات پاک کردن وبلاگو ندارم و اصلا دوست ندارم این وبلاگ پاک بشه

امروز به خودم گفتم بیام اینجا دیدم چندتا کامنت جدید برام گذاشتند

خوندم و تصمیم گرفتم منم مطلبی بنویسم

بعد از اون اتفاق 

با هر تلاشی بود خدمتو تموم کردم در آزمون استخدامی شرکت کردم و قبول شدم الانم مشغول کار در بیمارستان هاشمی نژادم

بعد از اصرار هر دو خانواده برای تلاش مجدد برای تشکیل خانواده بالاخره تصمیم گرفتم بدون اینکه بخوام آیسانو فراموش کنم دوباره تجربه ای جدیدو شروع کنم

اما قبل از هرچیز تمام اتفاقات قبلیو که برام اتفاق افتاده بگم ، و اینکارو هم کردم

هنوز با خانواده آیسان عزیزم در ارتباطم و هر روز صبح برای گل نازم آرزوی شادی میکنم

از تمام دوستانی که هنوز یاد ما هستند قدردانی میکنم

دوستون دارم 

بهزاد


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 15:12  توسط بهزاد  | 

سالگرد

سلام

یک سلام تلخ

امیدوارم عشقاتون پایدار و دلهاتون همیشه پاک باشه و قلباتون همیشه برای هم بزنه نه برای خودتون

یک سال گذشت

یک سال از اون روزی که من با گریه با داد و فریاد اینجا نوشتم....

خیلی ها فکر کردند من دورغ میگم ، خیلی ها فکر کردن ما از هم جدا شدیم

مهم نیست

مهم این بوده و هست که ما با عشق تمام از هم جدا شدیم

عاشقانه جدا شدیم

متشکرم از دوستانی که واقعا دوست بودند و خودشونو نشون دادن و برای کسانی که دوستان کامنتی بودند هم آرزوی موفقیت میکنم

من در ایترنت همچنان فعال خواهم بود اما نه در اینجا

عزیزم همیشه دوستت داشتم و همیشه دوستت خواهم داشت

بهزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 17:34  توسط بهزاد  | 

توضیح

سلام

اومدم چون دیدم خیلی ها فکر کردند ما به هم زدیم

خیلی ها فکر کردند ما دروغ میگیم

خیلی ها فکر کردندشوخیه

خیلی ها پرسیدند چرا و چی شده ؟؟

حالا اومدم بگم باید حتما لباس مشکی منو ببینید تا باور کنید باید ضجه ها مو ببینید تا باور کنید

بچه ها این عین واقعیته

آیسان در 29 اسفند دقیقا شب عید و شب تولد من دچار گاز گرفتگی شد زمانی که در خونه تنها بود و  منو تنها گذاشت و رفت

همین

در آخر از تمام ابراز محبت هاتون صمیمانه تشکر میکنم و میگم اگه شما دوستان خوب نبودید هیچ وقت نمیشد این غمو تحمل کرد

ممنون

بهزاد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18:54  توسط بهزاد  | 

.....

سلام

نمیخواستم دیگه بنویسم و همین کارو هم انجام میدم ولی این بار نوشتم فقط برای تشکر از تمام کسانی که در این 4 سال همه جوره به ما لطف داشتن

تشکر از تمام کسانی که محبت خودشونو خالصانه ابراز کردن

دوستان این اتفاق نه دروغ بود و نه شوخی بلکه یک حقیقت تلخ خیلی تلخ

تشکر از مهسا خانوم که همیشه لطف داشته  و تشکر از تمام کسانی که برای آیسانم ختم قرآن گرفتند

و شرمنده از اینکه عید همه شما رو خراب کردیم و ناراحتتون کردیم

دیگه اینجا نخواهم نوشت چون اینجا فقط خونه من نبود ولی اینجا رو حذف نمیکنم بیاد تمام خاطراتم و خاطراتمون

ممنون

مراقب هم دیگه باشید و تمام دعواهای بیجا رو کنار بذارید و سعی کنید همیشه خوش باشید

بای و خدانگهدار 

بهزاد تنها



+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 13:14  توسط بهزاد  | 

آخرین پست - گلم پرپر شد

إنا لله وإنا إليه راجعون

بچه ها آیسان از پیش ما رفت

منم دیگه در این خونه کاری ندارم جز اینکه با درد خودم بمیرم

واسمون دعا کنید


توضیح اینکه من امسال از خدا عیدی گرفتم کاروی تولدمو گرفتم امسال دقیقا 3 ساعت بعد از لحظه تحویل بم خبر دادن خانومم نازم پیش ما نیست رفته پیش خدا

آره فوت کرده و منم تنها شدم خیلی تنها

خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 21:15  توسط بهزاد  |